close
تبلیغات در اینترنت
آزادی در عقیده؛ مهمترین شاخص واقعه ی مباهله .
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكاذِبِينَ» سوره آل عمران آيه 61 «پس هركس در اين باره پس از دانشى كه تو را حاصل آمده، با تو محاجه كند، بگو: بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم؛ سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‏گويان قرار دهيم»



موضوعات

نویسندگان

آرشیو مطالب

لینکستان

مراجع تقليد


نرم افزار وب



آواي وبلاگ

آزادی در عقیده؛ مهمترین شاخص واقعه ی مباهله




واقعۀ مباهله به عنوان سند حقانیت اسلام در میان دیگر پیروان الهی مورد نظر است، واقعه ای که می تواند پرده از دروغ ها و تحریفات دشمنان اسلام بر کشد و توطئه های رسانه های غربی در اسلام هراسی را خنثی نماید.

آزادی عقیده از سوی اسلام را می توان از مهمترین شاخصه های مباهله مد نظر قرارداد لیکن اسلام علاوه بر آزادی عقاید، آزادی شعائر دینی را نیز تضمین کرده است و به پیروان ادیان یهود و مسیحیت اجازه داده که کنیسه و کلیسا داشته باشند. در حالی که هیچ دینی از ادیان به صاحبان عقاید دیگر چنین آزادی عملی را نمی دهد و به گفته آدام متز: « در سده سوم هجری، امور اداری ارتش مسلمانان دو مرتبه در دست یک مسیحی بوده است». بدیهی است که سده سوم، دوره درخشان تمدن اسلامی بوده است. چنین اقدامی به معنای سهل انگاری مسلمانان نسبت به امور اداری- نظامی شان تعبیر نشود بلکه این دلیل است بر اینکه اسلام در عرصه کارهای اداری و اجرایی به لیاقت و کاردانی افراد توجه دارد نه به عقایدشان[1]

یکی از موضوع‏های فرعی آزادی، آزادی در دین است. در المیزان در ذیل آیه شریفه


«لا اِکراهَ فِی الدّینِ قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الْغَی…»

آمده است: «اکراه عبارت است از اجبار و وادار کردن به انجام دادن چیزی بدون رضایت… و در کلام خداوند تعالی: «لا اکراه فی الدین»، دین اجباری نفی شده، به این دلیل که دین عبارت از یک سلسله معارف علمی است که در پی آن، عمل هم وجود خواهد داشت که در مجموع اعتقادات است و اعتقاد و ایمان، از امور قلبی است که راهی برای اجبار و اکراه در آن نیست؛ زیرا اکراه در نهایت می‏تواند در اعمال ظاهری انسان و افعال و حرکات بدنی او تأثیر گذارد، ولی اعتقاد قلبی، اسباب دیگری از نوع اسباب و علل درونی و از سنخ اعتقاد و ادراک دارد. برآمدن علم از جهل و به وجود آمدن علم از مقدمات غیر علمی ناممکن است.

پس اگر سخن خداوند «لا اکراه فی الدین» یک گزاره اخباری و حاکی از حال تکوین باشد، یک حکم دینی به نفی اکراه و اجبار از دین و اعتقادات از آن نتیجه می‏شود و اگر یک گزاره انشایی و تشریعی باشد، چنان‏که جمله بعد؛ یعنی جمله «قد تبین الرشد من الغی» شاهد همین مدعا است، نهی از تحمیل اعتقاد و ایمان از روی اکراه است و این نهی بر پایه یک حقیقت تکوینی است که عبارت از آن‏چه گفته شده؛ یعنی اکراه، زمانی عمل می‏کند و اثر می‏گذارد که در مرحله افعال بدنی باشد، نه اعتقادات قلبی».([2])

در تبیین اهتمام اسلام به آزادی عقیده و عدم اجبار برای پذیرش دین جدید باید اذعان نمودچون از زمان حضرت مسیح (ع) سال های طولانی گذشت و روح وفطرت جهانیان را بی دینی و آشفتگی فرا گرفت، جهان چشم انتظار پیامبر موعود بود، لذاپیامبر خاتم (ص) با پاکی و عدل و راستی قیام نمود و در مقابل ستمگران ایستاد، ودر کنار مبارزه با کفار و مشرکین، هم چنین به سران دولت ها و مراکز مذهبی، نامه هائی ارسال نمود که ارسال نامه به به اسقف نجران (ابوحارثه) و دعوت از ساکنان نجران به آیین اسلام یکی از آن موارد می باشد که منتهی به مباهله گردید.


لیکن آنچه بایدمورد توجه و اهتمام قرار گیرد این است که مسیحیان جزیره العرب هیچ گاه از سوی پیامبر (ص) و مسلمانان به تغییر عقیده و پذیرش آیین اسلام مجبور نشدند. به عنوان نمونه وقتی پیامبر (ص) گروه مهاجرین نخستین را به حبشه گسیل می داشتند از نجاشی به نیکی یاد کردند که حاکی از تکریم پیامبر مهر و دوستی با مسیحیان دارد، لذا قبایل و دسته های مختلف مسیحیان در زمان حیات پیامبر(ص)و بعد از آن پیوسته از حمایت رسول خدا(ص) و مسمانان برخوردار بودند و مسلمانان بر اساس پیمان صلحی که بامسیحیان بسته بودند،از منافع و حقوق آنان حمایت می کردند.

                   

در واقعۀ مباهله نیز پس از آنکه نصارای نجران،از مباهله با پیامبر به دلیل عظمت شأن رسول الله و همراهانش مایوس شدند و گفتند که محمد(ص)و فرزندانش و علی(ع)شخصیت های وارسته ای هستند،صلح نامه ای بین پیامبر و آنان منعقد شد.طبق این صلح نامه،در برابر پرداخت مالیات و جزیه،نصارای نجران در انجام دستورات،از آزادی برخوردار بودند.که این امر نشان می دهد تعامل نوع بشر با یکدیگر جزو ضروریات همزیستی مسالمت آمیز است ،و همچنین باعث پبشبرد اهداف انسانی و بشری در جهان کنونی می باشد،هم چنین نکتۀ مذکور اشاره صریحی به آیه«لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغیّ»[3]دارد،لذا باید اذعان نمود این آیه نمادی از آزادی بشری است که در قالب وحی به ظهور رسیده است . «لا اکراه فی الدین» یعنی اینکه بشر را آزاد آفریدیم،این عین کمال اوست ،اگر انسان مجبور باشد که مطیع نیست،کمال انسان به این است که با میل و اراده خود یکی از دو راه را انتخاب کند.


لذا در سیرۀ سیاسی و حکومتی پیامبر(ص) که نمونه شاخص آن را می توان در واقعۀ مباهله مشاهده نمود،انسان دارای جایگاه و پایگاه بس عظیم و شگرف می باشد و نگاه پیامبر و دین اسلام به انسان یک دیدی مبتنی بر ارزش مداری است و انسان در حکومت نبوی کریم و عزیزاست و انسان ها اگر چه دارای عقاید و تفکرات غیر اسلامی باشند، اما مادامی که خود را پایبند به اصول و قوانین اجتماع مسلمانان نشان دهند،محترم تلقی می شوند و واجد کرامت منزلت فردی و اجتماعی می باشند

لذا مباهله سندحفظ کرامت پیروان ادیان الهی از سوی پیامبر اکرم(ص) است این نوع روش شناسی در مواجهه با پیروان دیگر ادیان باید در عصر حاضر مورد توجه قرار گیرد، زیرا اسلام دین رحمت و مهربانی است و مباهله سند رسوائی داعش و تکفیری های شیعه و سنی است که بر خلاف آموزه های اسلام نبوی به طرفه العینی دست به اقدام زشت تکفیر می زنند، هم چنین لازم است رسانه های معاند غربی با تحلیل و بررسی بی طرفانۀ واقعۀ مباهله آموزه های مترقی اسلام نبوی را در یابند گرچه شخصی را که خودش را به خواب زده نمی توان بیدار نمود لیکن امید است عقلای جوامع غربی با دریافت پیام مباهله دست از اسلام هراسی بردارندو حساب گروه های تروریستی همچون داعش در جنایت علیه مسلمانان و ایزدی ها و مسحیان را از آموزه های اسلام اصیل تفکیک نمایند و واقعیت و نمود عینی اسلام رحمانی را از طریق وقایعی همچون مباهله در یابند.

ارجاع


[1] اسلام، حقوق آزادی­های اساسی انسان ،ص55
[2] المیزان، ج 1، ص 342
[3] (سوره : البقره آیه : 256)




نویسنده:صادق سحرخوان ؛ تاریخ: شنبه 10 تير 1396


درباره وب

چت باکس

كتابخانه وبلاگ

لوگو دوستان
آخرين مطالب:|

codes and tools for blog