close
تبلیغات در اینترنت
مباهله شکست مسیحیت یا شکست منافقین .
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكاذِبِينَ» سوره آل عمران آيه 61 «پس هركس در اين باره پس از دانشى كه تو را حاصل آمده، با تو محاجه كند، بگو: بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم؛ سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‏گويان قرار دهيم»



موضوعات

نویسندگان

آرشیو مطالب

لینکستان

مراجع تقليد


نرم افزار وب



آواي وبلاگ

مباهله شکست مسیحیت یا شکست منافقین

نتیجه تصویری برای مباهله            

مشهور این است که جریان مباهله شکست سختی را برای مسیحیت رقم زد اما در حقیقت مباهله شکست منافقین و دشمنان داخلی اسلام نیز بود چرا که در این آیه شریفه جایگاه منحصر به فرد اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به خوبی نمایان شد. خداوند  متعال در مباهله  آن اهل بیتی را معرفی کرد که مودت و تبعییت ایشان اداء اجر رسالت بود.
حقیقت این است که مباهله را باید در راستای جریان تاریخی توحید و شرک دید. تقابل موحدین و کفار که از زمان خلقت حضرت آدم آغاز شد زمانی که خداوند به ملائکه دستور داد بر آدم  سجده کنند و شیطان به خاطر استکبارش از سجده بر خلیفه خدا سر باز زد.  این آغاز درگیری جدی موحدین و کفار بود. در ابتدای خلقت که ملائکه در نقش موحدین آشکار شدند و شیطان نیز در کسوت کافرین هویدا شد و مهم ترین دعوای این دو دسته خضوع یا استکبار در برابر خلیفه خدا بود.
شیطان در برابر خلیفه ای که خدا قرار داده بود راه استکبار را پیش گرفت و از این رواز درگاه قرب الهی رانده شد.  در مقابل ملائکه در برابر این خلیفه الهی سر تسلیم و خضوع پایین آوردند و معتقد شدند او جانشین خداوند در زمین است.
این رویارویی دو جریان حق و باطل و توحید و شرک در طول تاریخ ادامه یافت از دعوای هابیل و  قابیل شروع شد و با داستان گوساله و سامری و پشت نمودن امت به هارون ادامه یافت تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه وآله در حجاز ابلاغ رسالت خویش را شروع نمود.

حسادت منافقینی که مانند شیطان بر اهل بیت او حسد می بردند از همان دوران نبوت پیامبر آغاز شده بود. چرا که عده ای از منافقان با شیطنت تمام به دنبال این بودند که ملک نبی مکرم اسلام را غصب کنند و نگذارند پس از ایشان اهل بیت او صاحب این ملک و حکومت شود. )اشاره به سوره نساء آیات ۵۲ تا ۵۴)

خداوند متعال برای رسوایی احزاب منافق به تبیین راه حق پرداخت. قرآن کریم از تعبیر های مختلفی برای نشان دادن پرچم های هدایت استفاده نمود. یکبار خداوند متعال سخن از اهل بیتی می نماید که اراده او به پاکی و طهارت ایشان از هر گونه رجس و پلیدی تعلق گرفته است و خبر از این مهم می دهد که این اهل بیت در اوج پاکی و طهارت از رجس قرار دارند و در مقابل عده ای را معرفی می کند که ایشان در اوج خباثت وناپاکی قرار دارند و در باره ایشان می فرماید:

"...فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَی رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ کافِرُون‏" خداوند رجس و پلیدی رابه رجس و پلیدی ایشان اضافه نمود و ایشان از دنیا رفتن در حالی که کافر بودند.(توبه ۱۲۵) این تعبیر بسیار تند در باره عده ای است که درون جامعه اسلامی با ادعای ایمان زندگی می کردند همانطور که ابلیس درمیان ملائکه خداوند متعال را سجده می کرد اما کافر بود.  این گروه در مقابل اهل بیتی قرار دارند که خداوند متعال اراده نموده است که هرگونه ناپاکی را ازایشان دور سازد.

بار دیگر قرآن کریم به پیامبر خویش می فرماید به ایشان بگو :"لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی"‏ از شما (برای رسالت)اجری نمی خواهم جز مودت در نزدیکان من. (شوری ۲۳) این آیات نشان دهنده این است که  قلب اهل توحید از محبت چه کسانی باید اشراب شود و پس از پیامبر اکرم باید تابع چه کسانی باشند تابتوانند در حزب توحید باقی بمانند.
مباهله بستری و بهانه ای بود برای اینکه آن اهلبیت پاک و مطهری که صلاحیت این را دارند که دعای پیامبر را آمین بگویند چه کسانی هستند.  آن پاکانی که غیر از ایشان کسی سزاوار حضور در مباهله را نداشتند. جریان مباهله به بهانه بحث و گفت و گو با مسیحیت آشکار نمود که قلب پیامبر مالامال از محبت چه اشخاصی است و کسانی که واقعا در جبهه توحید هستند باید چه کسانی را دوست دارند.
اما افسوس که "و اشربوا فی قلوبهم العجل"  قلب های ایشان پر از محبت گوساله شد. در این امت هم جریان یافت و عده ای  از سلک اهل توحید خارج شدند و نخواستند ببینند که چه خاندانی مورد گزینش الهی قرار گرفته است. افسوس که نخواستند ببینند که خداوند متعال در مباهله «نفس» پیامبر و جان رسول را به امت معرفی نمود.
مباهله شکست جریان منافقین و اهل شرک است چرا که در آن مسیر هدایت به روشنی آشکار شد.
مباهله روشن کننده جریان هدایت


دقت در آیه نشان می دهد که قرآن کریم به دنبال نشان دادن جریان هدایت است. کسانی که می خواهند در مسیر هدایت قرار بگیرند به وسیله این آیه شریفه جبهه حق را به خوبی می شناسند. توجه به همین نکته کافی است که رجوع به «سقیفه» برای تعین زمام دار جامعه در حالی که اهل بیت پیامبر و نفس رسول الله در میان امت قرار دارند چه اندازه گمراهی و ضلالت است.

گمراهی و ضلالتی بیش از مسیحیان نجران که قائل به تثلیث بودند. چرا که ایشان بادیدن اهل بیت رسالت از لجاجت دست برداشتند و حاضر به نوشتن معاهده شدند اما ایشان تنها سرکشی و طغیان از خود نشان دادند. سئوالی است که تا زمین و زمان بر پا است پایه های سقیفه را متزلزل می سازد؛ چگونه با وجود نفس پیامبر و اهل بیت پیامبر توانستید در سقیفه دور هم آیید و برای تعیین جانشین پیامبر جدل کنید؟

مگر باوجود نفس پیامبر(ص) کسی می تواند به خاطر قومیت نژاد قبیله و یا هر چیز دیگر برای خود در حکومت سهم خواهی کند؟ اگر غدیر خم هم نبود واگر صدها آیه و روایت و نقل تاریخی مبنی بر خلافت بلا فصل امیر المومنین نبود باز هم آیه مباهله حجت را تمام می کرد  و مهری بر ابطال امامان سقیفه می زد

عجایب آیه مباهله
عجایب آیه مباهله در زمان نزول آیه واضح نشد. عجایب این آیه وقتی نمایان شد که پیامبر دار فانی را وداع گفت. چرا که اگر آیه مباهله را در کنار وقایع تاریخی پس از شهادت پیامبر قرار دهیم باید «تعجب نامه» ای با علامات سئوال بسیاری در برابر زمامدارن سقیفه تبار نوشت. شاید عجیب تر از گرد هم آیی سقیفه نبود زمانی که از تنها بانوی حاضر در مباهله برای ادعایش درباره فدک شاهد خواستند. بانویی که خداند او را اختیار کرده بود که دعای پیامبر را آمین بگوید. بانویی که شریک در دعوی و دعوت پیامبر بود. او باید برای فدکی شاهد بیاورد که در زمان حیات پدرش به دستور خداوند به تملیک او درآمده بود و پس از شهادت نبی مکرم اسلام در تصرف آن بانوی مکرمه بود.
جای تعجب بسیار دارد که مسلمانان ابناء پیامبر خویش را یا با زهر به شهادت رساندند یا در زمین تفتیده طف با زبان تشنه به خاک خون کشیدند.
هیچ گاه پیروان سقیفه نمی توانند این لکه ننگ را از دامن خود پاک کنند که ده ها سال مدعیان امت پیامبر، بر بالای منابر نفس پیامبر جان پیامبر را لعن کرده و دشنام دادند. همان کسی که قرار بود به آمین او نفرین و لعن پیامبر بر علیه نجرانیان مستجاب شود.
مباهله افتخار مکتب شیعه
آری مباهله صرفاً شکست نصرانیت نیست. بلکه مباهله روشن نمودن مسیر جبهه حق است و ابطال جبهه باطل است. مباهله نشان می دهد که وجود رسول خدا در میان امتش به وسیله اهل بیتش استمرار دارد و هر کس که مدعی دین محمد مصطفی صلی الله و علیه و آله است نباید از خاندان او جدا شود. مباهله یعنی باید پیر امامان غدیر بود و مباهله یعنی امامان سقیفه همواره بر خلاف قرآن تعیین شدند، برخلاف قرآن خلافت کردند و برخلاف قرآن حیات داشتند و در حال مخالفت با قرآن دار فانی را وداع گفتند.
مباهله را نباید کوچک دید. مباهله را اگر صرفا به دعوایی در یک جغرافیای مشخص بین رسول خدا و نجرانیان تعبیر کنیم ظلم بزرگی به مباهله و قرآن کردیم. چرا که قرآن حی است و همانند خورشید جاری است و همیشه نشان گر مسیر درست جبهه حق می باشد.
مباهله سند حقانیت شیعه و افتخاری برای مکتب تشیع است چرا که شیعه افتخار دارد همواره در طول تاریخ در کنار رسول خدا باقی مانده است و نفس پیامبر خدا را مقتدی قرار داده است. شیعه افتخار می کند که وجود مقدس رسول خدا صلی الله و علیه وآله را در عترت و اهل بیت معصوم او یافته است

منبع: tabnak.ir

..



نویسنده:صادق سحرخوان ؛ تاریخ: دوشنبه 19 تير 1396


درباره وب

چت باکس

كتابخانه وبلاگ

لوگو دوستان
آخرين مطالب:|

codes and tools for blog