close
تبلیغات در اینترنت
بسیج قلب من است .
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكاذِبِينَ» سوره آل عمران آيه 61 «پس هركس در اين باره پس از دانشى كه تو را حاصل آمده، با تو محاجه كند، بگو: بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم؛ سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‏گويان قرار دهيم»



موضوعات

نویسندگان

آرشیو مطالب

لینکستان

مراجع تقليد


نرم افزار وب



آواي وبلاگ


بسیج قلب من است:


جانبازى در راه حقيقت، مفهوم سبز تكامل است آنان كه با معشوق خويش آشنايند عشق را مى‏فهمند و حقيقت را درك مى‏كنند در طريق پاسدارى حريم سند حقيقت جان مايه مى‏دهند و گران‏بهاترين متاع خود را ايثار مى‏كنند. جانبازى و فداكارى و ايثار، سيرت جان‏هاى روشن و طينت فروزان و تابناك عاشقان و شيفتگان است. مرز ميان انسان و فرشته يك چيز است: ايثار كه انسان اين موجود خاكى، ايثار را مى‏داند و مى‏شناسد و فرشته نمى‏داند و نمى‏شناسد و اين است كه عاشقان حقيقت، ايثارگرانند برتر از فرشتگان آسمان و فراتر از لاهوتيان بى نشان. و اين است كه هويت‏سرخ عشق، تمام آفاق هستى را از مشك ناب خويش آكنده است و انسان هماره در عشق مى‏رويد، مى‏بالد و پرواز مى‏كند.

انقلاب اسلامى درخت‏سبزى است كه شكوفه‏هاى خرم خويش را از خون سرخ بسيجيان عاشق، اين سبكبالان گمنام، پرورده است. خون تنها نياز بسيجيان، به پيشگاه بى نياز الهى است و عشق از پشت پرچين لحظه‏ها به اين مسافران كوى دوست مى‏نگرد و شرم‏ناك حقيقت چشمان پرنور آنان مى‏شود. عشق مى‏فهمد كه بسيجى چيست. مى‏داند كه بسيجى يعنى چه. و بسيجيان، اين دريا دلان بى‏پروا مى‏دانند كه به كدام جهت روانند. به سمتى كه شقايق پرپر مى‏شود و كبوتران سپيد، بال به خون مى‏شويند. قلعه‏اى كه خون، تنها بهاى مرد بودن و مرد ماندن است. جايى كه ميعاد است‏با خدا. ميقات است‏با حسين و خون خدابر جبين گشاده دلاوران بوسه مى‏زند. كوه‏هاى برف گرفته غرب و ريگ‏زارهاى داغ جنوب، مشتاق قدم‏هاى آنان است.

بسيجى مى‏داند كه معشوق را ميان همين كوه‏ها و همين شن‏ها صدا خواهد كرد. مى‏داند كه خداوند او را به سمت‏خود خواهد كشيد. مى‏داند كه عشق چه مشكى دارد و صورت‏هاى غبار گرفته عاشقان چگونه است. بسيجى به مرگ نمى‏انديشد، به مرگ لبخند مى‏زند و شهادت، چند قدم دورتر منتظر است تا قدم‏هاى استوار بسيجى را ببوسد. بسيجى، عاشق بى‏باك و بى‏پروا است و عشق ارمغانى آسمانى است كه تنها به دام حقيقت پرستان مى‏افتد. آنان كه وسعت‏بى انتهاى هويت‏خويش را به جلوه‏هاى گذرا و بى ارزش پديده‏ها نمى‏فروشند. آنان كه خويشتن را كوچك و كم نمى‏بينند و بسيجيان، اين فرزندان دردمند خمينى;، رندان درويش دل سوخته، قلندران پاكباز طريقت راستى و درستى، چنين بودند و چنين كردند. من در وصف آنان چه بگويم كه

 معمارکبیرانقلاب امام عزیزمان فرمودند:

 «بسيج قلب من است‏»




نویسنده:صادق سحرخوان ؛ تاریخ: سه شنبه 01 بهمن 1392


درباره وب

چت باکس

كتابخانه وبلاگ

لوگو دوستان
آخرين مطالب:|

codes and tools for blog