close
تبلیغات در اینترنت
مباهله و حقانیت دین اسلام .
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكاذِبِينَ» سوره آل عمران آيه 61 «پس هركس در اين باره پس از دانشى كه تو را حاصل آمده، با تو محاجه كند، بگو: بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم؛ سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‏گويان قرار دهيم»



موضوعات

نویسندگان

آرشیو مطالب

لینکستان

مراجع تقليد


نرم افزار وب



آواي وبلاگ


مباهله و حقانیت دین اسلام


پس از فتح مكه در سال هشتم هجرى و درخشش قدرت اسلام در جزيرةالعرب، پيروان ديگر اديان و مذاهب و رهبران و رجال سياسى و مذهبى توجه خاصى به اسلام و مسلمانان و به كانون اين قدرت عظيم يعنى مدينة الرسول پيدا كردند. اين امر زمينه مناسبى را براى نشر و گسترش شعاع اسلام تا اقصى نقاط حجاز و حتى خارج از آن فراهم آورد و پيامبر اسلام توانست از اين فرصت بخوبى استفاده كند و با ارسال نامه‏ ها و نمايندگان ويژه به رؤساى بلاد و زمامداران كشورها آنها را به پذيرش اسلام و يا به رسميت شناختن دولت اسلامى و التزام به مقررات آن فرا خواند .
در سال نهم هجرى به تدريج هيئت‏ هاى نمايندگى طوائف و قبائل عرب به حضور رسول‏ خدا مى‏رسيدند و اين سال را مورخين «عام الوفود» نام نهاده ‏اند. نامه رسول‏ خدا به مسيحيان نجران از جمله نامه ‏هاى ارسالى آن حضرت بود. پيام اصلى اين نامه اعلام رسالت رسول‏ خدا و دعوت از اسقف يا اسقف‏ هاى نجران و مردم مسيحى آن منطقه به آيين اسلام بود. اما در صورتى از پذيرش اسلام امتناع ورزند يا بايد مقررات ويژه پرداخت جزيه به حكومت اسلامى را بپذيرند و يا آماده جنگ شوند.بعد از رسیدن نامه گروهى از بزرگان و اشراف نجران به مدينه آمدند.

اين هيئت بلندپايه چون در مذاكرات شفاهى با آن حضرت به تفاهم نرسيدند و از سر لجاج پاسخ آن حضرت به سؤالات اعتقادى خود را قانع ‏كننده ندانستند . پيشنهاد ديگرى از سوى رسول‏ خدا دريافتند مبنى بر اين كه اكنون كه هر طرف خود را محق و ديگرى را باطل مى‏شمارد بياييد عزيزان خود را جمع كنيم و دست به دعا برداريم و خداى خويش را بخوانيم و هر يك بر ديگرى نفرين كند تا ببينيم خداوند نداى كدام طرف را پاسخ مى‏ دهد و آشكار شود چه كسى در ادعاى خود دروغگويى بيش نيست. اين عمل كه در لغت عرب مباهله ناميده مى ‏شود


                                     


 مباهله به چه معناست؟

مباهله به معنای نفرین طرفینی است و قالباً برای اثبات حقانیت توحیدی، دینی و مذهبی و در رده امامان و پیغمبران در قرآن مطرح شده است وقتی طرفین با گفت ‌و شنود و منطق حاضر به قبول مطلبی نشوند متوسل به نفرین شده و می‌گویند: خدایا اگر حق با طرف مقابل است و من ناحقم یک گرفتاری آسمانی بر من فرود آر و اگر عکس این حاکم است این بلا بر سر او بیاید.

مباهله برای اثبات حقانیت یک امر شخصی نیست، بلکه برای اثبات کل اسلام در برابر کلیه ادیان است. آنجا قرار است برای اثبات حقانیت اسلام در مقابل سایر ادیان پیامبر دعا کند و این چهار نفر آمین بگوینداین در حالی است که دعای پیامبر بدون گفتن آمین کسی قبول است، اما اینکه چرا پیامبر عزیزان و اهل‌بیت خود را سهیم کرد؛ به این علت است که بقای اسلام منوط و مشروط به سهیم شدن آنهاست پیام این آیه و ماجرای مباهله این است که پیامبر، اسلام را آورده و بقای آن نیز بسته به حضور علی (ع) فاطمه (س) و فرزندان آنها است.

واقعه مباهله در زمانی به وقوع پیوست که نبی‌اکرم در مدینه به تبلیغ دین اسلام و آیات الهی مشغول بودند تا اصول و مبانی دینی به درستی به مسلمانان ارسال شود تا سعادت دنیوی و اخروی آنان تضمین شود.  روز مباهله مسیحیان نجران جهت تخریب پیامبر(ص) آمدند و گفتند که شما مسیرتان باطل است و ما حق هستیم و بیا با هم مباهله کنیم پیامبر اکرم (ص) با حضرت علی(ع) و فاطمه(س) و حسنین(ع) حرکت کردند به سمت مکان مباهله و مسیحیان وقتی آنها را از دور دیدند بلافاصله گفتند برگردید که پیامبر با افرادی آمده است که اگر این افراد نفرین بکنند زمین و زمان نابود خواهد شد.  مسیحیان با دیدن ایشان و خانواده اش از مباهله فرار کرده و قبول کردند به اسلام جزیه بپردازند.

 مباهله در واقع در پی حقیقت بود تا نزاع دیرین عقل و دل باعث از بین رفتن حقیقت دین و زندگی نشود که با درایت و ایمان رسول اکرم(ص) این حقیقت آشکار شد و حقانیت دین الهی و رسول خدا و خاندان پاکش بیش از پیش بر مردم روشن شد.

  پیامبر گرامی اسلام چون یقین به صحت رسالت و استجابت دعاى خود و نابودى دشمن در صورت مباهله داشت با کمال شجاعت و صراحت پیشنهاد مباهله داد و این واقعه موجب شد تا حقانیت دین اسلام بیش از پیش ثابت شود

نتایج مباهله

یکى از مهم‏ترین نتایج مباهله، اثبات حقانیت پیامبر است. اگر حضرت به حقانیت خود اطمینان و ایمان نداشت، هیچ‏گاه همراه عزیزترین افراد خانواده‏اش به میدان مباهله در نمى‏آمد. به همراه داشتن اهل بیت علیهم‏السلام در این جریان بدان معناست که پیامبر به راست‏گویى خود اطمینان و یقین کامل داشت. ازاین‏رو، با جرئتى خاص، عزیزترین و محبوب‏ترین کسان خود را در معرض هلاک قرار داد. وجود اهل‏بیت علیهم‏السلام در این جریان بزرگ، خود، دلیل محکمى بر اثبات حقانیت پیامبر است؛ چنان‏که اسقف اعظم نجرانیان نیز به این امر اشاره کرد.

وعده عذاب، دلیل حقانیت

پیامبر به انجام گرفتن مباهله اهتمام مى‏ورزید و در عین حال به نجرانیان خبر داد که چنانچه با آن حضرت مباهله کنند، عذاب حق تعالى بر آنها نازل خواهد شد. اگر حضرت به حقیقت خویش یقین نداشت، هیچ‏گاه این‏گونه اصرار نمى‏کرد و اهتمام نمى‏ورزید.

جریان مباهله از دو نظر بر صحت و ثبوت نبوت پیامبردلالت دارد:

1. خبر دادن از عذاب الهى و ترساندن نجرانیان از آن، که اگر پیامبر بر نزول عذاب وثوق نداشت، با اصرار به انجام این کار، براى آشکار ساختن آن تلاش نمى‏کرد.

2. نجرانیان، حقیقت ادعاى پیامبر را مى‏دانستند، وگرنه از مباهله منصرف نمى‏گردیدند و حاضر به دادن جزیه و از دست دادن عزت و آبروى خود در میان اقوام گوناگون نصارا نمى‏شدند.

پیامبر موعود

خوددارى نجرانیان از مباهله با حضرت رسول صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏آله ، نشان از اعتقاد آنان به پیامبرى حضرت دارد. اگر نصارا به پیامبر موعود بودن حضرت محمد صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏آله یقین نداشتند، از مباهله کردن خوددارى نمى‏ورزیدند و همدیگر را از مباهله باز نمى‏داشتند. اگر آنها به بر حق بودن پیامبر علم نداشتند، نباید از نفرین آن حضرت و معدودى از اهل بیت او مى‏ترسیدند و باید رتبه و مقام خویش را در میان قوم خود حفظ مى‏کردند؛ چنان‏که براى حفظ شأن و مقام خود جنگ‏ها کردند. پس به طور طبیعى نباید ذلت و خوارى جزیه دادن را براى خود هموار و شکست مفتضحانه را با جان و دل اختیار مى‏کردند.

اثبات فرزندى حسنین علیهماالسلام

جریان مباهله، بیان کننده این است که حسنین علیهماالسلام ، فرزندان رسول خدا صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏آلهبوده ‏اند؛ زیرا حق تعالى در آیه مباهله، جمله «وَابنائنا» را ذکر کرده که به معناى «پسران ما» است و بر اساس نظر همه مسلمانان، هنگام نزول این آیه، پیامبر، پسرى جز امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام نداشت. البته خداوند در قرآن کریم، عیسى علیه‏السلام را نیز از طرف مادر به حضرت ابراهیم علیه‏السلام منسوب کرد و بدین وسیله، به اثبات رساند که فرزندان دختر را نیز فرزند مى ‏گویند. ازاین‏رو، پیامبر نیز هنگامى که آیه مباهله نازل شد و حضرت در مقام مباهله برآمد، فرمود: «پسرانمان و پسرانتان را بیاوریم» و آن‏گاه امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام را همراه خود در جریان مباهله شرکت داد.

اثبات فضیلت آل کسا علیهم‏ السلام

واقعه مباهله، این مطلب را اثبات کرد که امام على علیه‏السلام و حضرت فاطمه علیهاالسلام و امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام پس از پیامبر، نزد خدا، شریف‏ترین آفریده‏ها و نزد رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله ، عزیزترین مردم بودند؛ چنان‏که براى تعیین «ابناء» و «نساء» و «انفس»، جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و دستور آمد که پیامبر همراه امام على علیه‏السلام و حضرت زهرا علیهاالسلام و امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام براى مباهله بیرون روند. همراه بردن آل کسا در جریان مباهله، به معناى آن است که آیه مباهله بر ثبوت فضیلت آل کسا دلالت دارد؛

چنان‏که رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله فرمود: «این گروه که من آورده‏ ام، نزد خدا، پس از من، گرامى ‏ترین و عزیزترین خلقند

اثبات برترى امام على علیه‏السلام

در آیه مباهله، واژه «وانفسنا» در حقیقت بر این دلالت دارد که امام على علیه‏السلام از همه پیامبران و اولیا و اصحاب رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله برتر است؛ چون در حدیث مباهله، به جز امام، کسى نبود که مشمول آن عبارت باشد. پیامبر خدا به نجرانیان فرمود: «بیایید فرزندان و زنان و جانمان را دعوت کنیم که در میدان مباهله حاضر شوند»، در حالى ‏که به جز امام على علیه‏السلام ، کسى را همراه نیاورد. پس، امام على علیه‏السلام پس از پیامبر، از همه برتر است. در جریان مباهله، هم‏زمان با ثابت شدن توحید الهى در برابر مسیحیان و نبوت پیامبر، خلافت امیرمؤمنان على علیه‏السلام نیز با نفس بودن آن حضرت در برابر پیامبر، ثابت گردید.

اتمام حجت‏هاى معصومان با مباهله

استدلال مقام عصمت با مباهله و اتمام حجت پیامبر به وسیله آن، در درجه اول، دلیلى است بر محتواى بلند علمى و یقینى بودن سند مباهله و در درجه دوم، از عمق مطالب قابل استخراج از باطن این ماجرا خبر مى‏دهد. پیامبر اکرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یک‏بار، امیرمؤمنان على علیه‏السلام در ده مورد که نقاط حساسى از تاریخ غصب خلافت بوده است، امام حسن علیه‏السلام در دو مرتبه در برابرمعاویه؛ امام حسین علیه‏السلام در یک مورد در جمع صحابه در منا؛ امام باقر علیه‏السلام در سه مورد؛ امام صادق علیه‏السلام در سه مورد، امام کاظم علیه‏السلام در دو مورد، امام رضا علیه‏السلام در سه مورد در مناظره با مأموران و علماى مذاهب مختلف، امام هادى علیه‏السلام در یک مورد و امام حسن عسکرى علیه‏السلام در یک مورد به ماجراى مباهله استدلال فرموده‏اند

تهیه وتنظیم : سجاد سحر خوان

فهرست منابع:

فرهنگ غدیر،جواد محدثی، صص 526-528

 اقبال الاعمال، سید ابن طاووس، ج2، ص 479-481

علامه طباطبائى، المیزان، ذیل آیه مباهله

جعفر سبحاني، فروغ ابديت، ج 2، ص 812،‌با تلخيص؛ قاموس قرآن، ج 1، ماده بهل.




نویسنده:صادق سحرخوان ؛ تاریخ: شنبه 17 تير 1396


درباره وب

چت باکس

كتابخانه وبلاگ

لوگو دوستان
آخرين مطالب:|

codes and tools for blog