close
تبلیغات در اینترنت
قبول جزيه به جاي مباهله .
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكاذِبِينَ» سوره آل عمران آيه 61 «پس هركس در اين باره پس از دانشى كه تو را حاصل آمده، با تو محاجه كند، بگو: بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم؛ سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‏گويان قرار دهيم»



موضوعات

نویسندگان

آرشیو مطالب

لینکستان

مراجع تقليد


نرم افزار وب



آواي وبلاگ

 قبول جزيه به جاي مباهله

نتیجه تصویری برای مباهله


دانشمندان نجران بعد از اينكه اهلبيت پيامبر را همراه ايشان ديدند ، نزد عاقب (فرماندار و حاکم نجران) گرد آمدند. به تبادل نظر پرداختند. عاقب گفت: آقایان! شما خودتان می‏دانید، محمد همان پیغمبری است که مسیح(ع) بعثت او را بشارت داده. اگر به شما نفرین کند، همه هلاک می شوید.
شرجیل اظهار داشت: به عقیده من مطلب خیلی مهم‏تر و خطرناک‏تر از آن است که شما فکر می‏کنید. اگر محمد مرد دنیا طلب و ریاست خواهی بود، اول کسی که با او می‏جنگید، ما بودیم. ولی علائم و آثاری که در دست داریم نشان می‏دهند که او فرستاده خدا است و مباهله با او نابود کننده ما خواهد بود. صلاح در این است که مباهله را موقوف سازیم و کار را به مصالحه خاتمه دهیم و چون محمد، مردی آراسته و منصف است، خودش را به حکمیت انتخاب می‏کنیم و هر طور نظر داد و حکم کرد، می‏پذیریم.رسول اکرم(ص) با پیشنهاد آنها موافقت کرد و صلح نامه‏ای به خط امیرالمومنین علی(ع) و تعیین جزیه سبک و آسانی که سالیانه بپردازند، تنظیم گردید و کار خاتمه یافت.


جزیه عبارت است از:
مالی که اقلیت های مذهبی که دارای کتاب آسمانی باشند با التزام به شرائط آن به مسلمانان می دهند و در مقابل جان و مال و ناموس آنها از تعرض مصون و در حکومت اسلام با کمال امنیت زندگی می کنند و در جنگ ها نیز از نیروهای آنان استفاده نمی شود و آنان در جنگ ها شرکت نداشته و از خطرات جنگ به دور می باشند. در واقع جزیه یک نوع مالیاتی است که هر ساله از ایشان اخذ می شود.

جزیه ممکن است بصورت مالیات سرانه و یا مالیات ارضی و یا به هر دو عنوان دریافت شود و مقدار آن مطابق اوضاع از طرف حاکم معین می شود لیکن با اسلام آوردن از میان می رود.

جزیه فقط بر مردان بالغ و تندرست وضع شده و آنانکه توانایی جنگی نداشتند از آن معاف بودند. واین حکم می رساند که این مالیات خاص در مقابل جنگ و کشته شدن از آن ها گرفته می شده است.

جزیه در میان ملل متمدن قدیم وجود داشته و از ابتکارات اسلام نیست، از جمله یونانیان آن حدود قرن پنجم قبل از میلاد از مردم سواحل آسیای صغیر به منظور حمایتی که از آنان در مقابل فینیقی ها می کردند از آنان جزیه می گرفتند (فینیقی ها در آن عصر از توابع ایران بودند).

رومی ها نیز از مردم مغلوب شده جزیه مبلغی به مراتب بیشتر از آنچه مسلمانان بعدها گرفتند می گرفتند هنگامی که روم فرانسه را فتح کرد از هر نفر مبلغ 9 تا 10 لیره مالیات سرانه گرفت که برای تمام طبقات یکسان بود.

ایرانی ها نیز جزیه می گرفتند، جرجی زیدان در تاریخ تمدن خود از شبلی نعمانی نقل می کند که جزیه همان معرّب و عربی شده ‹‹گزییت›› فارسی است و بنابراین اعراب لفظ و معنی این را از ایرانیان گرفتند.

مقدار جزیه:

در کتاب های تاریخ کیفیت صلح و مقدار جزیه، به صورت های گوناگون ثبت شده است که تعدادی از آن را برای اطلاع، در ذیل می آوریم:


۱) دو هزار حله که قیمت هر حله چهل درهم باشد واینکه هر وقت فرستادگان رسول خدا (ص) برای وصول جزیه به آنجا رفتند، آنها عشاری، رباخواری و معامله با ربا خواران دوری جویند.


۲) یک هزار حله با یک هزار دینار در هر سال مقداری در ماه محرم و مقداری در ماه رجب پرداخت شود.


۳) دو هزار حله در هر سال، یک هزار آن در ماه صفر و هزار حله در ماه رجب و سی دست زره جنگی.


۴) دو هزار حله از حله های اواقی که بها هر یک چهل درهم باشد؛ اگر بها آن متغیر شود با این معیار محاسبه شود واگر در یمن جنگی پیش آید سی دست زره جنگی و سی عدد نیزه و سی رأس اسب به عنوان عاریه به لشگر حضرت تحویل گردد، حضرت ضامن شد پس از پایان جنگ به آنها برگرداند.


۵) یک هزار دینار موقتا به طور امانت تا آمدن قوم مسیحیان، یک هزار شمشیر، یک هزار زره، یک هزار سپر؛ این سه قلم در نزد پیامبر به عنوان عاریه یا تضمین بماند تا آنها تصمیم نهایی خود را به اطلاع حضرت برسانند. پیامبر نیز قبول کرد.


۶) هر سال دو هزار حله، ۳۳ اسب، ۳۳ زره و ۳۳ شتر.


۷) پیامبر پذیرفت که با نصارا جنگ نکند، آنها را مجبور نکند تا از دینشان برگردند یا الزاما از کیش خود دست بردارند؛ آنها نیز متعهد شدند هر سال دو هزار حله، ۱ هزار در ماه صفر و ۱ هزار در ماه رجب و سی عدد زره آهنی به عنوان جزیه به پیامبر تحویل نمایند.


در تفسیر المیزان آمده است: قوله: الف فی الصفر، المراد و هو اول السنه عند العرب؛ منظور از صفر در این جا محرم است چون اول سال نزد عرب آن است، در جاهلیت نیز محرم را صفر می نامیدند و عربها در صفر نسیء می کردند پس در اسلام حرمت جنگ را در صفر قرار داد به خاطر این، ماه حرام نامیده شد پس از اسلام صفر به محرم مشهور گشت.


۸) دو هزار حله در صفر و یک هزار در محرم پرداخت شود.

-از مباهله تا عاشورا/ محمد امینی گلستانی



نویسنده:صادق سحرخوان ؛ تاریخ: جمعه 09 تير 1396


درباره وب

چت باکس

كتابخانه وبلاگ

لوگو دوستان
آخرين مطالب:|

codes and tools for blog