close
تبلیغات در اینترنت
علت پیش آمد مباهله: .
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكاذِبِينَ» سوره آل عمران آيه 61 «پس هركس در اين باره پس از دانشى كه تو را حاصل آمده، با تو محاجه كند، بگو: بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم؛ سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‏گويان قرار دهيم»



موضوعات

نویسندگان

آرشیو مطالب

لینکستان

مراجع تقليد


نرم افزار وب



آواي وبلاگ

علت پیش آمد مباهله


چرا مباهله و نفرین به جای مناظره و گفت و گو راه نهایی انتخاب شد ؟ پرسشی که ذهن بسیاری را به خود مشغول می دارد این است که اگر پیامبران برای هدایت و راهنمایی آمده اند و اگر آنان از روی لطف الهی بر انگیخته شده اندو اگر آنان مظهر و تجلی کامل رحمت و مهر و دلسوزی برای بشریت هستند، چرا اقدام به نفرین و یا درخواست نابودی اقوام و امت ها و حتی بشریت می کنند و خشک و تر و پیر و جوان را می سوزاند و نیست و نابود می کنند؟مگر پیامبران به عنوان راهنمایان و روشنگران و آموزگاران سعادت و خوشبختی بشر بر انگیخته نشده اند؟ اگر چنین است پس چرا با این همه ابزارها و راه و روش های روشنگری ، رفتاری غیر اخلاقی و خشونت بار در پیش گرفتند و اقدام به لعن و نفرین و نابودی انسان گرفته اند؟

قرآن به مساله روشنگری اهمیت بسیار می دهد. به نظر می رسد با توجه به گزارش های قرآنی و شیوه ها و روش های به کاررفته از سوی پیامبران، روشنگری امری مهم در بینش و روش ایشان مطرح بوده و هدف اصلی پیامبران نیز این معنا بوده باشد . از این رو، روش های مختلف و متفاوت پیامبران را می بایست بر پایه این راهبرد و سیاست اصلی بررسی و طبقه بندی کرد. روش های چون مناظره و گفت و گو و مجادله نیکو، وجوه مختلفی است تا به یاری آن، به اصل روشنگری دست یابند.

گفت و گوهای خدا را که به اشکال مختلف چون گفت‌وگوی خداوند با پیامبران، فرشتگان، مؤمنان، کافران و شیطان در قرآن گزارش شده است، همگی آن ها بیانگر این نکته است که روشنگری نه تنها به عنوان خط مشی و سازوکار معمولی بلکه به عنوان راهبرد و سازوکاری بینادین مورد توجه خدا و قرآن و پیامبران بوده است.

با نگاهی گذرا به آیات مربوطه می توان دریافت که این گفت و گوها از چه جایگاهی مهم در امر روشنگری برخوردار بوده اند. با نگرشی دقیق و ژرف می توان دریافت که در هر یک از این گفت و گو‌ها چه معانی زیبا، ارزش‌مند و آموزنده ای برای انسان ها نهفته است .

اگر به آیات قرآن و گزارش های آن به خوبی توجه شود می توان به این مطلب اساسی دست یافت که عذاب دنیوی نسبت به کافران و تکذیب کنندگان پیامبران و کتب آسمانی، زمانی تجویز می شد که همه راه ها به بن بست می رسید و پیامبر چاره ای جز لعن و نفرین نمی یافت تا دست کم آینه عبرتی برای بودگان و آیندگان گردد.

این که پیامبر اکرم(ص) در مساله هدایتگری اهالی مسیحی نجران به راهکاری چون مباهله و نفرین می رسد می توان آن را  بررسی ، تبیین و تحلیل کرد.

سید ابن طاووس قدس سره در کتاب اقبال الاعمال می فرماید:

باسند های صحیح و روایات صریحه که روایت در کتاب (المباهله) ابی المفضل محمد بن عبدالمطلب شیبانی قدس سره و از اصل کتاب حسن بن اسماعیل اشناس در کتاب (عمل ذی الحجه) از طرق واضحه و صاحبان همم صالحه به ما رسیده است که به ذکر نام های آنها نیازی نیست. مقصود نقل اصل روایت است، گفته اند:

وقتی که رسول خدا (ص) مکه را فتح نمود و عرب مطیع و منقاد آن حضرت شدند قاصد هایی که حامل نامه های دعوت به اسلام بودند به سوی بزرگان امتها از جمله دو پادشاه مقتدر ایران و روم (کسری و قیصر) روانه ساخت. خبر این جریانها به گوش نصارای نجران و همکیشان و همپیمانان آنها از بنی عبدالمدان و جمیع بنی حارث کعب و غیر آنها رسیده بود.
ترس و وحشت عجیب با تمامی مذاهب مختلفه که در دین نصرانیت داشتند از قبیل نالوسیه، اصحاب دین الملک، مارونیه، عباد، نسطوریه ، همه را فراگرفت، با اختلاف درجاتی که داشتند، دلهای آنان پر از رعب و وحشت شد.


در این حالت گیج کننده بودند، ناگهان چهار نفر قاصد به نام های ۱) عتبه بن قزوان ۲) عبدالله بن امیه ۳) هدیر بن عبدالله اخو تیم بن مره ۴) صهیب بن سنان اخو النمر بن قاسط ، که حامل نامه رسول خدا بودند، وارد نجران شدند، آن حضرت تا کسی یا (قبیله ای) را دعوت به (اسلام و اتمام حجت) نمی کرد، به جنگ اقدام نمی کرد.آنان، پس از ورود به مدينه منوره، در مسجد النبي برپيامبرخدا(ص)وارد شدند ،  پيامبر(ص) با آنان در باره توحيد و شرك، نحوه آفرينش حضرت عيسي (ع)و ارتباط وي با خداي سبحان و باطل دانستن عقايد مسيحيان گفتگو كرد،امّا سران نجران گفتار آن حضرت را نپذيرفته و بر عقايد باطل خويش اصرار ورزيدند.و پيامبر به عنوان آخرين راه مباهله، را كه از طريق وحي به ايشان ابلاغ شده بود پيشنهاد داد

منابع :

[1]. ابن منظور، محمد بن مکرم‏؛ لسان العرب،‏ بیروت، دار صادر، 1414ق، ج‏11، ص71 و طریحى، فخرالدین؛ مجمع البحرین‏، تهران، کتابفروشى مرتضوى، چاپ سوم، 1375ش، ج‏5، ص327.
[2]. زکریا، احمد بن فارس؛ معجم مقاییس اللغة، ‌قم، دارالکتب العلمیة، بی‌تا، ‌ج1، ص310 و جوهری، اسماعیل بن حمام، معجم الصحاح اللغه، بیروت، دارالمعرفة، چاپ اول، 1426ق، و لسان العرب، ج‏11، ص72.
[3]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن، دمشق بیروت، دارالعلم الدارالشامیة، چاپ اول، ‏1412ق، ص149.
[4]. جوادی آملی،‌عبدالله؛ ‌تسنیم (تفسیر قرآن کریم)، ‌قم، اسراء، مرداد 1381ش، چاپ اول، ج14، ص452.
[5]. طیب، سید عبدالحسین؛ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام، 1378ش، چاپ دوم، ج‏3، ص228.
[6]. بلاغى نجفى، محمدجواد؛ آلاء الرحمن فى تفسیر القرآن، قم، بنیاد بعثت، ‏1420ق، چاپ اول، ج‏1، ص290







نویسنده:صادق سحرخوان ؛ تاریخ: سه شنبه 13 تير 1396


درباره وب

چت باکس

كتابخانه وبلاگ

لوگو دوستان
آخرين مطالب:|

codes and tools for blog