close
تبلیغات در اینترنت
نظر علما درباره آیه مباهله و فضیلت حضرت علی (ع): .
«فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ الله عَلَى الْكاذِبِينَ» سوره آل عمران آيه 61 «پس هركس در اين باره پس از دانشى كه تو را حاصل آمده، با تو محاجه كند، بگو: بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم؛ سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ‏گويان قرار دهيم»



موضوعات

نویسندگان

آرشیو مطالب

لینکستان

مراجع تقليد


نرم افزار وب



آواي وبلاگ

نظر علما درباره آیه مباهله و فضیلت حضرت علی ع

نتیجه تصویری برای آیه مباهله

1) فخر رازی در جلد ۲ تفسیر خود صفحات ۴۷۶ و ۴۸۶ اقرار و تصریح می کند که مراد از «انفسنا» حضرت علی (ع) است و آن وجود مبارک و حسن (ع) و حسین (ع) و فاطمه (ع) با پیامبر (ص) شرکت در مباهله نموده اند و گوید در این معنا تردید نیست؛ منتها گوید: به دلالت آیه شریفه، به عقیده شیعه حضرت علی (ع) افضل از تمام انبیا و اولیا می باشد و حال آنکه نمی شود گفت حضرت علی (ع) افضل از وجود مبارک خاتم النبیین حضرت محمد (ص) هم می باشد و نیز گفته است: به اجماع حضرت محمد (ص) افضل از حضرت علی (ع) و سایر انبیاست و چون حضرت علی (ع) نبی نیست، پس این تهمتی است واضح به شیعه، چون هیچ فردی از شیعه حتی عوام از شیعه این عقیده را ندارند که حضرت علی (ع) از رسول مکرم اسلام (ص) افضل باشد. حال فخر رازی از کجا این را انبساط کرده و یا می خواهد با این سخن خدشه ای در دلالت آیه وارد کند؟!!
۲) فخر رازی گوید: محمودبن الحسن انخفعمی که ساکن ری و معلم و شیعه دوازده امامی بود، با این آیه ثابت کرده است که حضرت علی (ع) از تمامی انبیا جز حضرت محمد (ص) افضل و برتر بوده است؛ زیرا آیه مباهله صریح است «بانفسنا» و مراد از «انفسنا» نفس محمد (ص) نیست؛ زیرا انسان نفس خود را دعوت به دعا نمی کند و این امر محال است. پس باید مراد از «انفسنا» غیر از رسول الله (ص) باشد و به اجماع تمام علما از شیعه و سنی، این غیر حضرت علی (ع) بوده است و این آیه اقتضا دارد که علی (ع) در جمیع کمالات رسالت، با حضرت محمد (ص) مساوی می باشد و اینکه اجماع تمام علما و قول حضرت رسول (ص) افضل از سایر انبیاست کاملا صحیح است.
۳) شعبی از علما عامه از عایشه نقل نموده است که حضرت رسول مکرم اسلام (ص) فرمود: حضرت فاطمه (س) سیده نساء عالم است و مراد «انفسنا» حضرت علی (ع) است. عایشه اقرار کرده؛ که آیه مباهله راجع به نجمه طیبه (ع) است.
۴) زمخشری از مفسران برجسته عامه است که در تفسیر کشاف فرمود:

اولا دعوت حضرت محمد (ص)علمای نصارا به مباهله، برای اثبات حقانیت دعوت بوده است؛ ثانیا خود پیامبر (ص) تنها به مباهله حضرت نشد، بلکه حسن (ع) و حسین (ع) و حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) را برای مباهله همراه خود برد برای آنکه ثابت کند آنان عزیز ترین خلق و اهل بیت پیامبر و پاره تن پیامبر در پیشگاه خدا می باشند به تنهایی نرفت، تا  وثوق و اطمینان خود را کامل نماید و یقین داشت که دعا و نفرین او و اهل بیت او مستجاب است.
۵) در صحیح مسلم به دو سند از سعد وقاص روایت شد که سعد وقاص به معاویه نوشت که چون آیه مباهله نازل شد پیامبر (ص) علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) را نزد خود خواند و فرمود: اللهم هولاء اهل بیتی….الخ و با آنها برای مباهله تشریف برد.
۶) ابوالحسن مغاذ لی فقیه شافعی در کتاب تفسیر خود نقل نموده است که آیه مباهله در شأن اهل بیت پیامبر (ص) نازل شده و وی از شعبی روایت کرده که مراد از «ابنائنا» حسین (ع) و حسن (ع) و مراد از «نسائنا» حضرت فاطمه (س) و مراد از «انفسنا»حضرت علی (ع) می باشد.
۷) ابوالموید موفق بن احمدبن اخطب خوارزمی به دو سند در تفسیر خود نقل کرده است که آیه مباهله در شأن حسین (ع) و حسن (ع) و علی و فاطمه (ع) نازل شده است.
۸) بیضاوی در تفسیر بیضاوی در آیه مباهله تصریح کرده که این آیه در شأن حضرت علی و فاطمه و حسین (ع) و حسن (ع) نازل شده است.
۹) ابونعیم صاحب حلیه الاولیاء با آوردن چهار روایت آیه مباهله را راجع به اهل بیت (ع) حضرت محمد (یعنی علی و فاطمه و حسنین) دانسته است.
نیشابوری در تفسیر خود گفته است: آیه مباهله در شأن اهل بیت نازل شده و وی سپس می گوید: «لا یزال یمکن للرافضه ان یستدلوا بافضلیه علی رضی الله عنه علی الانبیاء بل علی اولوالعزم لان النبی (ص) افضل و اکمل من الانبیاء قد سماه الله تعالی نفس النبی و لامغی لهذه التسمیه الا لمشابه و المماثله التامه ففاذا یکون هو افضل و اکمل من الانبیاء؛ همیشه رافضه که شیعه باشد از این آیه استدلال می نماید بر افضلیت و اکملیت علی (ع) بر تمام انبیا (حتی خاتم النبیین)؛ زیرا خداوند در این آیه حضرت علی (ع) را نفس پیامبر (ص) دانسته و هیچ معنایی برای این تسمیه (نفس نبی) نیست؛ چون اتحاد حقیقی که محال است،مگر مشابهت و مماثلت تامه بین پیامبر (ص) و حضرت علی (ع)، در این صورت حضرت علی (ع) افضل از تمام انبیا می شود. قابل ذکر است که شیعه هرگز حضرت علی را برتر از رسول خدا ندانسته است. با این توضیح مفسر معروف اهل سنت هم اعتراف کرده که علی (ع) از لحاظ مشابهت و مماثلت به منزله نفس رسول خدا (ص) می باشد.»
فخر رازی در تفسیر نیز استدلال کرده که آیه شریفه ظهور دلالت بر افضلیت حضرت علی (ع)  بر تمام انبیا دارد، الا این که باید توجیه نمود، چون حضرت محمد (ص) خاتم انبیاست، پس اقضل از پیامبر اسلام نیست و افضلیت او شامل تمام انبیا به استثنای رسول مکرم اسلام (ص) است. خلاصه فخر رازی حضرت علی (ع) را افضل از تمام انبیا جز پیامبر اسلام دانسته است و مسلما معصوم بوده است. خلاصه این که در تمام تفاسیر عامه داستان مباهله و شرکت اهل بیت (ع) در آن واقعه و افضلیت حضرت علی (ع) تصریح و اشاره شده است.
امیرالمومنین (ع) به منزله ی نفس رسول الله (ص) بود و آن حضرت در مواظن بسیاری به این موضوع تصریح فرمود. البالبته این تصریح نه از نظر ظاهر و تعارفات اعتباریه و ابلاغات عادیه بر مردم بود، بلکه بر اساس ادراک واقع، و وقوف بر مراتب و مقامات و استعداد های غیر متناهی آن حضرت بود، که این تصریحات کاشف و نماینده آن واقعیت می باشد و طبق تصریح آیه قرآن در قضیه مباهله، نفس رسول خدا (ص)، به منزله ی آن حضرت شمرده شد.
قندوزی که یکی از علمای بزرگ اهل سنت می باشد، می گوید: اخرج صاحب المناقب عن جعفر الصادق عن اببه …؛ صاحب مناقب از امام جعفر صادق (ع) از پدرش از جدش علی ابن الحسین روایت کرده که حضرت امام حسن مجتبی (ع) در خطبه خود فرمود: خدای تعالی، در هنگامی که کفار و منکرین از اهل نجران، دعوت جدم رسول الله (ص) را قبول نکرد به جدم چنین خطاب شد: «بگو بیایید ما بخوانیم پسرانمان را، و پسرانتان را، و زنانمان را و زنانتان را، و جان هایمان را و جان هایتان را و سپس به درگاه خدا ابتهال و تضرع نموده و لعنت کنیم دروغگویان را. در این حال جدم (ص) از جان ها که باید با خود ببرد پدرم را برد و از پسران، من و برادرم حسین (ع) را و از زنان، مادرم فاطمه (س) را. پس ما اهل رسول الله (ص) هستیم، و از گوشت و خون و جان او هستیم و ما از او هستیم و او از ما.
در بحثی که بین حضرت موسی (ع) و هارون الرشید واقع شد هارون الرشید به حضرت گفت: چگونه شما خود را از ذریه پیامبر اسلام (ص) می دانید، با اینکه برای پیامبر اسلام (ص) عقبی (پسری) نبود؛ زیرا عقب تنها در پسر است نه دختر و شما فرزندان دخترید؟! حضرت فرمود: تو را به حق خویشاوندی و قبر صاحب آن سوگند می دهم که مرا از پاسخ معاف دار. هارون گفت: ابدا شما فرزندان علی (ع) مدعی هستید که علم قرآن پیش شماست و هیچ الف و واوی از آن نیست، مگر آنکه که علم به تاویل را برای خود ادعا می کنید و خود را از رای دیگران و قیاسات آنها بی نیاز می دانید.
حضرت فرمود: اکنون که چنین است اجازه پاسخ می دهی؟ گفت: بفرما. حضرت فرمود: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. و من ذریه داود و سلیمان ایوب و یوسف و موسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین؛ ای هارون! پدر حضرت عیسی کیست؟ گفت: او را پدری نبود. حضرت فرمود: با این که او را پدری نیست، خداوند از ناحیه حضرت مریم (س) او را به ذریه انبیا ملحق کرده است، هم چنان خداوند ما را از ناحیه مادرمان حضرت فاطمه (س) به رسول خدا (ص) ملحق کرده است. ای هارون! بیشتر از این بگویم؟ گفت: بگو. حضرت آیه مباهله را قرائت کرد و حضرت فرمود: هیچ کس ادعا نکرده که پیامبر (ص) در مباهله با نصارا غیر از حضرت علی و حسن و حسین و فاطمه (ع) کس دیگری را زیرکساء وارد نموده باشد پس تاویل «ابنائنا» حسن و حسین و تاویل «نسائنا» فاطمه و تاویل «افسنا» علی ابن ابی طالب است.
در سوالات مامون از حضرت رضا (ع) نقل شده است که مامون به حضرت گفت: دلیل بر خلافت جدت علی ابن ابی طالب (ع) چیست؟ حضرت فرمود: آیه «انفسنا». مأمون گفت: اگر«نسائنا» نباشد. حضرت فرمود: اگر «ابنائنا» نبود. حضرت فرمود: در آیه «انفسنا» منظورش آن است که در این آیه خداوند حکیم، نفس علی (ع) را مانند و به منزله نفس پیامبر (ص) قرار داده است و این که مأمون گفت اگر «نسائنا» نباشد، منظورش این بود که کلمه «نسائنا» در آیه دلیل است که مراد از «انفسنا» مرد ها می باشد و در این صورت فضیلتی برای حضرت علی (ع) نیست. حضرت رضا (ع) ایراد او را با وجود کلمه «ابنائنا» رد کرد و فهماند که اگر منظور از «انفسنا» مرد ها می بود دیگر ذکر «ابنائنا» زاید است؛ زیرا روی حساب «ابنائنا» داخل و تحت «انفسنا» می شد.
آن چه در این جریان مطرح است که خدای سبحان فرمود: علمی که به تو رسیده، به دیگران نرسید، این علم، علم شهودی است نه علم برهانی، آن گاه پیشنهاد نیایش داد. فرمود:این ها را به مباهله دعوت کن. معلوم می شود که این دعا حتما مستجاب است و رسول خدا (ص) کسی را به منزله جان وی، حضرت علی (ع) و از فرزندان خود حسین و حسن یعنی نوه ها و از نساء، فاطمه زهرا (س) را حاضر کرد. نساء اگر در برابر رجال قرار گیرد، به معنای همسران است و اگر در برابر ابناء واقع شود، به معنای دختران خواهد بود، مانند یذبحون ابنائکم و یستحیون نسائکم (بقره،۴۹)، یعنی پسران شما را می کشتند و دختران شما را زنده نگه می داشتند نه همسر را.
اگر چه الفاظی که در آیه مباهله استعمال شده است ظاهرا جمع یا اسم جمع است نه مفرد، و در هنگام تطبیق، برخی از آنها بر یک نفر و بعضی از آنها بر دو نفر به کار رفت؛ از باب استعمال جمع در مفرد نیست؛ زیرا  جریان مفهوم از مصداق جداست. در جهان خارج، پیامبر مکرم اسلام (ص) پسرانی غیر از حسن و حسین و دختری غیر از فاطمه (س) که شایسته مباهله باشند، نداشت و اگر نه آنها را هم می آورد، زیرا غیر از آنها کسی علم شهودی به معنای مطلوب نداشت و صاحب دعوا و دعوت هم نبود و دعایش مستجاب نمی شد و همسان پیامبر مکرم اسلام (ص) نمی بود. (در خصوص مسئله مباهله نه نبوت و رسالت) و خدا به ابتهالش اثر نمی گذاشت.
غرض آنکه گاهی لفظ جمع ذکر می شود و در خارج بیش از یک مصداق ندارد، نظیر «انما ولیکم الله  و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون؛ ولی شما خداست و پیامبر و آنان که نماز می گذارند ودر حال رکوع زکات می دهند. (مائده،۵۵)، که مصداق قسم سوم با جماع فریقین فقط امیرالمومنین (ع) است نه آن که جمع در فرد استعمال شده باشد، بلکه لفظ جمع در مفهوم عام خود استعمال شد، لیکن در خارج بیش از یک فرد محقق نشد.

ذوات مقدسه که در مباهله پیامبر مکرم اسلام (ص) را همراهی می نمودند، یعنی حسنین و فاطمه زهرا و امیرالمومنین (ع) اصحاب کساء، شایسته عضویت و شرکت در مباهله، اهل پیامبر (ص) و به تعبیر مرحوم علامه طباطبایی صاحب ادعایند برای اینکه خداوند در ذیل آیه مزبور فرمود: (فنجعل لعنه الله علی الکاذبین، «آل عمران، ۶۱») معلوم می شود همراهان رسول مکرم اسلام (ص) تماشاگر صحنه مباهله نبودند بلکه گزارشگر حقایق دینی بودند، زیرا گزارشگر یا صادق است یا کاذب و اگر آنان گزارشگر و مخرب نبودند و از غیب سخن نمی گفتند و خبرگزار وحی و رسالت نبودند، نه صادق و نه کاذب.
پس معلوم می شود که اهل بیت (ع) گزارشگر غیب هستند، البته رسالت و نبوت مخصوص رسول اکرم (ص) مانند خود آن حضرت ولایت دارند، گزارشگر غیب هستند، به رسالت خدا ایمان می آوردند و از آنجا هم خبر دارند و خبر می دهند و مدعی اند و دعایشان هم مستجاب است.
پیامبر مکرم اسلام (ص) در حا خطر، چه در جهاد اصغر و چه در جهاد اکبر، خود را پیشاپیش حاضر می کرد. امیرالمومنین (ع) می فرماید: در جریان خطر پیامبر، اهل بیت خود را پیشاپیش می آورد چه اینکه عمویش حمزه را در جنگ احد و بستگان دیگرش را در جنگ های به جبهه لعزام فرمود و آنان شهید شدند.
حضرت می فرماید: ما اهل بیتی هستیم که قبل از دیگران قربانی می دهیم تا در ایثار و نثار اسوه دیگران باشیم؛ (اذا احمر البأس و احجم الناس قدم اهل بیته) غرض اینکه رسول گرامی هم در جنگ بیرونی با شمشیر و هم در صحنه مباهله اهل بیت خود را آورد با این که هرکس اهل بیت خود را دوست دارد، گاهی خود را فدای آنها می کند و چون دین خدا عزیز تر از جان است وقتی خطر متوجه دین شد رسول گرامی خود  و اهل بیت خویش را فدای دین می کند، چون ارزش انسان به حمایت از دین خداست.
جریان مباهله را علمای شیعه و دانشمندان سنی نقل کرده اند و به تعبیر ابن طاووس (رضوان الله عیله) با بیش از پنجاه و یک طریق نقل شده است که نشان می دهد که اهل بیت رسول گرامی (ص) مدعی صادق و مستجاب الدعوه اند، البته اساس مباهله و محور اصلی دعوی دعوت بوده است چه این که سیره علمی آن تامین می کند.



نویسنده:صادق سحرخوان ؛ تاریخ: سه شنبه 13 تير 1396


درباره وب

چت باکس

كتابخانه وبلاگ

لوگو دوستان
آخرين مطالب:|

codes and tools for blog